۱۲۲۴ | لحظات اکلیلی
دوشنبه ۸ دی ۱۴۰۴، 0:13
درحالیکه بارون میباره و صدای قطرات بارون به گوش میرسه، بعد از مدتها احساس کردم یک مکالمهی دوستانه باهاش دارم و وقتی به ساعت گوشیم نگاه کردم دیدم ساعت ۰۰:۰۰ هستش. شنیدن این جمله که میرم کارمو انجام بدم و منتظر باش برمیگردم تا مکالمه ادامه پیدا کنه کلکسیون جذاب امشبم رو تکمیل کرد :)
من قلبم میره برای این دقایق اکلیلی که احساس میکنم برای چند لحظه مثل قبل با هم دوستیم و همه چیز بینمون آرومه... ♡
sᴘʀɪɴɢ ɢɪʀʟ