۱۳۳۰ | دنیای خواب
پنجشنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۴، 11:38
سهشنبه شب، درحالیکه تو محل کار خوابیده بودم، دقیقاً تو همون فضا و حالت خوابش رو میدیدم (تو خواب دقیقاً تو همون مکان بودم و میخواستم بخوابم). انگار یه برش از فانتزیای ته ذهنم اومده بود تو دنیای خواب و اونقدر واقعی بود که تو خواب باورم شده بود من بیدارم و تو بیداری کنارم نشسته و اون مکالمات داره اتفاق میفته...
یه خوابایی اونقدر خوبن که آدم دلش نمیخواد بیدار بشه... :)
sᴘʀɪɴɢ ɢɪʀʟ