۱۳۶۵ | روزهای آخر
شنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۴، 8:13
وقتی فکر میکنم هفتهی بعد دیگه تو این بخش نیستم، خوشحال میشم :)
کار کردن با آدمی که کار نمیکنه ولی وانمود میکنه خیلی تحت فشاره و همش داره کار میکنه واقعاً تو این دو ماه برام سخت بود. کارهای اصلی تماماً روی دوش من بود ولی درنهایت یک نفر دیگه به این مینازید که از تدبیر، مدیریت و تلاش منه که تو این دو ماه از بخش صدایی درنیومده و ببینید من چه مسئولی هستم! درحالیکه فقط کافی بود تو این مدت، دو روز من هم بخوام با روتین خودش کار کنم تا ببینه بی صدا پیش رفتن کارها از پاره شدن بندهست نه مدیریت هوشمندانهی ایشون!!!
خلاصه که واقعاً خوشحالم دارم از اینجا میرم. بنده خدا هم این روزها هی تکرار میکنه از شدت استرس اینکه بعد رفتن من وضعیت بخش چطور میشه حالش خوب نیست ولی خب من مسئول سلامت جسم و روان کسی نیستم و حال خوب خودم اولویت اصلیمه.
sᴘʀɪɴɢ ɢɪʀʟ