۱۴۶۶ | شیفت شب
سه شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، 23:39
از ظهر کاملاً مطمئن بودم شیفت شب آف میشه بنابراین تصمیم داشتم مردی با قلب آهنی رو ببینم و بعد هم خیلی زود بخوابم اما ساعت پنج و نیم خبر دادن که شیفت برقراره و پاشو بیا خانوم محترم. بعدش عینکی که قبل از شب یلدا گمش کرده بودم و پیدا نشده بود، خیلی اتفاقی تو جایی که انتظارش رو نداشتیم پیدا شد و با خوشحالی اینکه لازم نیست حالا دوباره برم یه عینک سبک برای استفادهی روزمره بخرم اومدم سرکار و شیفت رو درحالی آغاز کردم که متوجه شدم یه چیزی گم شده و اطلاع دادم و چند دقیقهی پیش اون وسیلهی کوچولو از درونِ مریض خارج شد! نمیدونم اگر شیفتم آف شده بود بعد از گذشت چند ساعت قرار بود متوجه بشن یه چیزی کمه و چقدر همه چی درهم و برهم میشد!
این هم حکمت آف نشدن شیفت امشبم. انشالله که مفید واقع شده باشم :)
sᴘʀɪɴɢ ɢɪʀʟ