𝓑𝓮𝔂𝓸𝓷𝓭 𝓞𝓷𝓮 𝓓𝓲𝓶𝓮𝓷𝓼𝓲𝓸𝓷

  • خانه
  • آرشیو
  • نوشته‌ها

۱۳۱۳ | خوشحالیِ آرام اما اکلیلی

دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۴، 0:16

باورم نمیشد که آن جمله را خوانده‌ام. این‌که یک‌دفعه، بی‌هیچ مقدمه‌ای، برایم نوشت: «باورت میشه دلم برات تنگ شده بود؟»
آن لحظه‌ انگار یک مشت اکلیل روی دلم پاشیدند. لبخندم راهش را پیدا کرد و ذوقی نشست ته قلبم. انگار دانه‌ی برفی کوچک از حرارت دلم ذوب شد و در رگ‌هایم جریان پیدا کرد.
نه اینکه دنیا زیر و رو شده باشد، نه اینکه همه ‌چیز حل شده باشد؛ اما بعضی جمله‌ها کافی‌اند که آدم را چند سانت از زمین بلند کنند. اینکه بفهمی در میان همه‌ی شلوغی‌ها، جایی در دل کسی هنوز یادی از تو مانده، این خودش خوشحالی‌ست، آن هم از آن جنس لطیف و دوست‌داشتنی.
من ذوق کردم. ساده و بی‌بهانه. برای همین یک جمله، برای همین اعتراف کوچک که دل را روشن می‌کند.
بعضی وقت‌ها لازم نیست چیزی تغییر کند؛ همین که بدانی دلتنگی‌ات، بدون اینکه فریاد زده باشی، شنیده شده و پاسخ گرفته، حال آدم اکلیلی می‌شود ♡

sᴘʀɪɴɢ ɢɪʀʟ
© 𝓑𝓮𝔂𝓸𝓷𝓭 𝓞𝓷𝓮 𝓓𝓲𝓶𝓮𝓷𝓼𝓲𝓸𝓷
طراح قالب: وبلاگ :: webloog
جدیدترین‌ها
  • ۱۳۹۳ | ویار شنبه ۲ اسفند ۱۴۰۴
  • ۱۳۹۲ | چاقِ زشت :)) شنبه ۲ اسفند ۱۴۰۴
  • ۱۳۹۱ | تغییرات محل کار شنبه ۲ اسفند ۱۴۰۴
  • ۱۳۹۰ | غرغرهای دوران پریود شنبه ۲ اسفند ۱۴۰۴
  • ۱۳۸۹ | مسواک شنبه ۲ اسفند ۱۴۰۴
  • ۱۳۸۸ | بازگشت :) شنبه ۲ اسفند ۱۴۰۴
  • ۱۳۸۷ | تحلیلگر نخبه! شنبه ۲ اسفند ۱۴۰۴
  • ۱۳۸۶ | پوستِ پرماجرا جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴
  • ۱۳۸۵ | چالش باشگاه رفتن جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴
  • ۱۳۸۴ | پیام‌هایی که ارسال نمی‌شوند جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴
  • ۱۳۸۳ | باتری خالی از انرژی! جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴
  • ۱۳۸۲ | چاقالوی شکمو جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴
موضوعات
  • فیلم و سریال
آرشیو
  • اسفند ۱۴۰۴
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
امکانات