۱۵۴۸ | خواب
سه شنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، 18:54
همکارم خواب دیده که من از سوریه برگشتم و داشتم میگفتم داداشم سوریه کار داشته و منم همراهش رفتم و اونجا تونستم حرم رو پیدا کنم و برم زیارت. ظاهراً براشون سوغاتی یه سری خوراکی آورده بودم و به جز اون خوراکیها یه پارچهای هم آورده بودم که همکارم تو خواب پارچه رو بغل گرفته بوده و گریه میکرده. انشالله که خیره...
sᴘʀɪɴɢ ɢɪʀʟ