۱۶۰۰ | خریدهای کوزتی
سه شنبه ۹ تیر ۱۴۰۵، 15:42
گرچه حرف و حدیثهای پشت سر فراوان بود و نمیخواستیم کاری بکنیم اما باز دلمون طاقت نیاورد که مراسم فردا رو خشک و خالی برگزار کنیم و رفتیم برای فردا میوه و شیرینی و شربت خریدیم.
البته برای اینکه خیلی اقتصادی عمل کنیم و ریالی اضافه خرج نشه، برای همین خرید مختصر، تو اوج گرما تا اون سر شهر رفتیم. حقیقتاً اگر پول شخصی خودم بود حاضر نبودم اینهمه اقتصادی عمل کنم ولی خب چه کنیم که پول دیگران دست کوزت امانت بود.
sᴘʀɪɴɢ ɢɪʀʟ