۱۶۴۹ | اوضاعِ قهوهای!
همکارم از مسئولمون پرسیده که تکلیف مسئول اون یکی بخش چی میشه؟ مسئول هم گفته احتمال خیلی زیاد بهار رو از دست میدیم و میفرستتش به جای فلانی! منم به همکارم گفتم که انتقال بده که اگر این اتفاق افتاد بگید نامهی پایان کار من رو هم مثل مسئول سابق اونجا بزنن چون من واقعاً حوصلهی یه جنگ اعصاب بزرگ تو این سیستم مزخرف بابت چندرغاز حقوق رو ندارم /:
فکر کن هیچ کسی نمیاد زیر بار این داستان بره بعد میخوان با منت بندازنش گردن من و تازه من بابت این لطف تا کمر هم خم بشم براشون که واااای مرسی که منو انتخاب کردید! به همکارم گفتم وقتی بچههایی که آخرین سالهای خدمتشونه قبول نمیکنن چرا باید منی که تازه اول راهم قبول کنم؟ برم بیفتم تو باتلاق اونجا مگه دیگه میشه دراومد! وقتی قراره بعد چند ماه روانی بشم و استعفا بدم خب همین اول بگید عدم نیاز من رو بزنن که برم جای دیگه دنبال کار بگردم!