𝓑𝓮𝔂𝓸𝓷𝓭 𝓞𝓷𝓮 𝓓𝓲𝓶𝓮𝓷𝓼𝓲𝓸𝓷

  • خانه
  • آرشیو
  • نوشته‌ها

۱۷۸۵ | آغوش

شنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، 17:29

امروز وسط کار، در لحظه‌ای که تمرکزم کاملاً روی کاری بود که داشتم انجام میدادم، خیلی یهویی این اومد تو ذهنم که قندجان رو بغل کردم و یه حس ذوق و اکلیلی شدنی اون لحظه بهم دست داد که انگار واقعاً تو بغلشم. خیلی موقعیت عجیبی بود! من اینور سرکار، قندجان چند کیلومتر اونورتر سرکار، بعد من یهو حس میکنم بغلش کردم و به قدری اون احساس تو ذهنم واقعیه که براش اکلیلی میشم...

فکر می‌کنم از دلتنگی زیاد طبیعی باشه که رد داده باشم و البته یه وقتایی واقعاً حس میکنم اینقدر دوستش دارم که فقط باید برم بغلش کنم یا گازش بگیرم تا بتونم ذوق و هیجانی که نسبت بهش دارم رو تخلیه کنم... :)

sᴘʀɪɴɢ ɢɪʀʟ
© 𝓑𝓮𝔂𝓸𝓷𝓭 𝓞𝓷𝓮 𝓓𝓲𝓶𝓮𝓷𝓼𝓲𝓸𝓷
طراح قالب: وبلاگ :: webloog
جدیدترین‌ها
  • ۱۸۲۰ | شیفت صبح یکشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۵
  • ۱۸۱۹ | n سال مانده تا بازنشستگی یکشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۵
  • ۱۸۱۸ | قندِ من یکشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۵
  • ۱۸۱۷ | صحتی، عافیتی، درمانی یکشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۵
  • ۱۸۱۶ | هیرکات شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵
  • ۱۸۱۵ | تعارفات الکی! شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵
  • ۱۸۱۴ | شنگول و منگول شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵
  • ۱۸۱۳ | حسن ختام غیبت شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵
  • ۱۸۱۲ | غیبت پشت غیبت :)) شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵
  • ۱۸۱۱ | غیبت P: شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵
  • ۱۸۱۰ | پرنسس با سیبیل صورتی! :)) جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵
  • ۱۸۰۹ | ذوق زندگی :)) جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵
موضوعات
  • فیلم و سریال
آرشیو
  • شهریور ۱۴۰۵
  • مرداد ۱۴۰۵
  • تیر ۱۴۰۵
  • خرداد ۱۴۰۵
  • اردیبهشت ۱۴۰۵
  • اسفند ۱۴۰۴
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
امکانات